موتاسیون در ژن JAK2

تست موتاسیون JAK2 همراه با تستهایی مانند موتاسیون CARL و MPL برای تشخیص اختلالات مغز استخوان که منجر به تولید تعداد زیادی گلبول خونی می گردد به کار می رود. این اختلالات به نام بیماریهای میلوپرولیفراتیو نامیده می شوند (MPNs).
تست موتاسیون JAK2 به عنوان follow up در مورد افرادی که مقدار هموگلوبین، هماتوکریت، تعداد گلبول های قرمز و تعداد پلاکت در آنها به میزان قابل توجهی افزایش یافته و پزشک مشکوک به ابتلا به MPN مانند پلی سیتمی ورا، essential thrombocythemia و میلوفیبروزیس اولیه می باشد به کار می رود.
تست ژنتیک اولیه در موتاسیون های JAk2 که سبب MPN می شود JAK2 V617F, است که موتاسیون در منطقه ای خاص در ژن JAK2 می باشد. این تست ابتدا درخواست می شود و اگر منفی بود سایر موتاسیونها مثل JAK2 exon 12 که منجر به MPN می شوند مطرح می گردند.
گاهی ممکن است افراد مبتلا به MPN فاقد علامت باشند و یا حتی در یک معاینه روتین تشخیص داده شوند. به هر حال یک پزشک ممکن است در صورت وجود علائم زیر به MPN مشکوک شود:

Standardized molecular genetic microarray for laboratory diagnostics

بررسی ژنتیک مولکولی در تشخیص اجزای ژنتیکی که در بطن بسیاری از بیماری ها پنهان شده اند سرعت گرفته است. به عنوان مثال  آلل های آنتی ژن لکوسیتی انسان (HLA) پلی مورفیسم ژنتیکی بسیاری دارند. بعضی از آلل های خاص با بیماری التهابی و خودایمنی مانند بیماری سلیاک، پسوریازیس و اسپوندیلیت آنکیلوزان ارتباط دارند و دآمینه شده HLA امروزه ابزار مهمی هم برای تشخیص و هم برای پیش بینی ریسک بیماری است. سایر موتاسیون هایی که به خوبی شناخته شده اند مانند فاکتور 5 و 2 انعقادی در management بیماری هایی مانند ترومبوفیلی بررسی می شوند. مثال های زیر نشان می دهند که پارامترهای ژنتیکی چگونه می توانند به عنوان جزئی جدایی ناپذیر در تشخیص روتین عمل کنند.

LIver

Enhanced liver Fibrosis (ELF) و ارتباط آن با بیماری کبد چرب غیر الکلی و فیبروز کبدی:
فیبروز کبدی از عواقب بیماری های کبدی مزمن است که اغلب در نتیجه ی ویروس ها، مصرف الکل و رسوب چربی ایجاد دشده و می تواند منجر به سیروز کبدی گردد.
سیروز علت اصلی مرگ و میر در بیماری های کبدی مزمن است ولی اغلب تا زمانی که عملکرد کبد کاملا از بین نرفته و یا افزایش فشار خون پورتال ایجاد نشده، بدون علامت باقی می ماند. در هپاتیت های ویروسی مزمن نیز درجه ی فیبروز کبد، پارامتر مهمی جهت تصمیم گیری در درمان ضد ویروسی است. بنابراین تشخیص زود هنگام پیشرفت و ایجاد سیروز در درمان بیماران مبتلا به بیماری های مزمن کبدی اهمیت به سزایی دارد.
با این که بیوپسی کبد استاندارد مرجع جهت ارزیابی فیبروز کبدی است ولی دارای محدودیت هایی است که عبارتند از:
خطا در نمونه گیری
خطر ایجاد عوارض
اشتباه در تفسیر درجه ی فیبروز
نمونه ی بیوپسی نمایانگر تنها 50000/1 کل کبد می باشد.
نمونه گیری مجدد به علت ماهیت تهاجمی بیوپسی و عوارض آن دشوار است. و با مشکلاتی از قبیل درد و خونریزی همراه است به ویژه هنگامی که بررسی مجدد جهت پیگیری پاسخ به درمان ضد ویروسی یا ضد فیبروز لازم می باشد.

APOE

ژنوتایپینگ APOE گاهی به عنوان تست کمکی در تشخیص احتمالی بیماری آلزایمر (AD) در افراد دارای علامت بالینی به کار می رود. این تست به عنوان تست استعداد ابتلا یا ریسک فاکتور هم شناخته می شود. زیرا نشان می دهد که افزایش ریسک AD وجود دارد ولی اختصاصی AD نیست. در شخصی که دمانس وجود دارد، وجود APOE e4 می تواند احتمال این که دمانس ناشی از AD است را افزایش دهد ولی آن را قطعی نمی کند. تست تشخیصی روشنی برای تشخیص AD وجود ندارد. با این حال پزشکان با کنار گذاشتن سایر علل بالقوه دمانس و چک کردن استعداد ژنتیکی ابتلا به AD با استفاده از ژنوتایپینگ APOE همراه با تست tau/Aβ42 می توانند تشخیص دقیق تر و صیحیح تری بدهند.
علت درخواست تست ژنوتایپینگ APOE
هنگامی که فردی دارای علائم پیشرونده دمانس مانند کاهش توانایی ذهنی، و زبان و صحبت کردن، از دست دادن حافظه و تغییرات رفتاری و شخصیتی که زندگی روزمره را مختل می کند می باشد این تست درخواست می شود. پس از این که عوامل غیر از AD مانند overdose، دمانس عروقی (در اثر سکته) و بیماری تیروئید کنار گذاشته می شود، ژنوتایپینگ APOE می تواند در تعیین این احتمال که دمانس ناشی از AD است کمک کننده باشد.

بیو مارکرها اندیکاتورهای قابل اندازه گیری یک وضعیت خاص بیولوژیک، به ویژه برای نشان دادن ریسک یا وجود یا stage یک بیماری هستند.
درحال حاضرکراتینین سرم که برای محاسبه میزان فیلتراسیون گلومرولی GFR)) بکارمیرود، متداول ترین مارکری است که برای بررسی عملکرد کلیه استفاده می شود. بااین حال این مارکر به دلایل زیر نمی تواند مارکر ایده آلی باشد:
1- سطح کراتینین توسط چندین فاکتورغیرکلیوی (مانند سن، جنس، حجم عضله، متابولیسم عضله، رژیم غذایی، داروها و وضعیت هیدراسیون بدن) تحت تاثیرقرارمی گیرد.
2- درآسیب حاد کلیوی، سطح کراتینین سرم می تواند چند ساعت یا چند روزطول بکشد تا به سطح ثابت جدید برسد ونمی تواند منعکس کننده کاهش حاد GFR باشد.
3- ممکن است سطح کراتینین سرم تا وقتی که عملکرد کلیه تا حد زیادی ازدست برود افزایش نیابد.
4- اندازه گیری سطح کراتینین نمی تواند موجب تمایز بین تغییرات همودینامیک درعملکرد کلیه مانند ازتمی pre-renal ازنارسایی داخل کلیه یا اروپاتی انسدادی شود.
بخاطرمحدودیت های کراتینین سرم به عنوان مارکرعملکرد کلیه چندین پروتئین ومولکول واخیرا microRNA در سرم و ادرار دردهه اخیردرحال بررسی هستند تا به عنوان بیو مارکرهای بیماریهای کلیوی مطرح شوند.
دراین مقاله سعی براین است که بیو مارکرهایی که دربیماریهای مختلف کلیوی مطرح هستند، مورد بررسی قرار گیرند.