ساعات کار : همه روزه ساعت 6:30 الی 22

Slider
آنچه که باید در مورد تومورهای مغزی بدانید
wtt_page_score: 99

در مغز نیز مانند سایر قسمت های بدن ممکن است تومور به وجود بیاید. یعنی رشد سلول ها از کنترل خارج شده و توده ای توپر را تشکیل دهند.

از آنجایی که در  مغز سلول های مختلفی وجود دارد، ممکن است تومورهای مختلفی در آن به وجود بیایند که برخی سرطانی و بعضی دیگر غیر سرطانی هستند. برخی به سرعت و بعضی به کندی رشد می کنند. ولی از آنجایی که مغز مرکز کنترل بدن است همه موارد باید به دقت مورد بررسی و پیگیری قرار گیرند.

هنگامی که یک تومور در مغز رشد می کند به مغز فشار وارد می کند و چون جایی برای خارج شدن ندارد (زیرا مغز توسط جمجمه محافظت می شود) روی تفکر، بینایی، عملکرد و احساس تاثیر می گذارد. بنابراین در مورد تومورهای مغزی چه سرطانی باشند و چه سرطانی نباشند مواردی که اهمیت دارند عبارتند از: محل قرار گرفتن تومور، سرعت رشد آن، اینکه می تواند گسترش یابد یا خیر و اینکه آیا پزشک می تواند آن را خارج کند یا نه .

انواع تومور مارکرها

تومور مارکرها

تومور مارکرها مولکول هایی هستند که در هنگام ایجاد سرطان به وجود می آیند و در خون و ادرار یافت می شوند. بیشتر تومور مارکرها پروتئینی هستند. به چند دلیل تومور مارکرها به تنهایی برای تشخیص یا رد سرطان کافی نیستند. اغلب تومورمارکرها توسط سلول های طبیعی بدن نیز تولید می شوند و از طرفی در همه بیماران مبتلا به سرطان، مقادیر زیادی از تومور مارکرها وجود ندارد. به همین دلیل، تنها تعداد کمی از تومور مارکرها توسط پزشکان مورد استفاده قرار می گیرند.

کاربرد تومور مارکرها:

  • غربالگری و تشخیص اولیه سرطان:

غربالگری یعنی جستجوی سرطان در افرادی که علائم بیماری را ندارند و در صورت تشخیص، سرطان در مراحل اولیه است.

بیماری میاستنی گراویس

میاستنی گراویس یک بیماری خود ایمنی مزمن است که از طریق ممانعت از اتصال بین عصب و عضله، قدرت عضلانی اسکلتی را تحت تاثیر قرار می دهد. بیمار مبتلا معمولا هنگامی متوجه بیماری می شود که عضلات چشم ضعیف شده و علائمی مانند افتادگی پلک یا دوبینی ایجاد می شود. در این حالت، بیماری، میاستنی گراویس چشمی نامیده می شود. بیماری ممکن است در طول زمان از عضلات چشم به صورت و گردن گسترش یافته و موجب لکنت زبان، مشکل در جویدن ، بلع و حتی تنفس گردد. همچنین ممکن است بیماری از سر و گردن به سایر نقاط بدن گسترش یافته و موجب ضعف عضلانی شود که میاستنی گراویس general نام دارد. ضعف عضلانی می تواند در طول زمان متغیر باشد. معمولا با حرکت شدیدتر و با استراحت بهبود می یابد.

حرکات بدن مانند حرکات کوچک نگهداشتن سر روی گردن و باز نگه داشتن چشم به دلیل یک سری از انقباض های هماهنگ عضلات صورت می گیرد. این انقباض ها توسط سیگنال های عصبی شیمیایی آغاز می شود. در سطح میکروسکوپی، یک پالس عصبی به اتهای عصب منتقل شده و استیل کولین که یک ترانسمیتر است آزاد می شود. این پیام شیمیایی از انتهای عصب به فیبر عضلانی که از یک فاصله ی کوچک به نام محل اتصال عصب و عضله ( neuromuscular junction) عبور می کند منتقل و به یکی از گیرنده های استیل کولین روی فیبر عضلانی متصل می شود. این اتصال، گیرنده را فعال می کند و انقباض عضله آغاز می شود.

بیماری ویلسون

بیماری ویلسون یک اختلال ژنتیکی ارثی است که با متابولیسم غیر طبیعی مس و افزایش ذخیره ی مس به ویژه در کبد و مغز همراه است. مس یک ماده معدنی ضروری است که از طریق رژیم غذایی جذب می شود. مس با آنزیمی ترکیب می شود که نقش مهمی در تنظیم متابولیسم آهن، تشکیل بافت همبند، تولید انرژی در سلول، تولید ملانین و عملکرد سیستم عصبی و مغز دارد. مس در روده جذب می شود و به یک پروتئین حامل متصل و به کبد منتقل می شود. مقداری از مس در کبد ذخیره می شود و مابقی آن به پروتئینی به نام آپوسرولوپلاسمین متصل می شود تا سرولوپلاسمین را تولید کند. حدود 95% مس در خون به سرولوپلاسمین و مابقی آن به پروتئین هایی مانند آلبومین متصل است. در حالت طبیعی تنها مقدار کمی از مس به صورت آزاد وجود دارد. مس اضافی وارد صفرا و سپس از طریق مدفوع برداشت می شود. مقداری از مس هم از طریق ادرار دفع  می شود.

بیماری ویلسون یک اختلال اتوزومال مغلوب است به این معنی که دو کپی از ژن تغییر یافته که هر کدام از یکی از والدین به ارث می رسند، موجب بیماری می شود. در بیماری ویلسون موتاسیون در ژن ATP7B وجود دارد. این ژن برای اتصال مس و تشکیل سرولوپلاسمین و ترشح مس به صفرا لازم است. تغییر در هر دو کپی ژن (هوموزیگوت) منجر به ذخیره ی بیش از حد مس در کبد و کاهش سرولوپلاسمین در خون می شود. در این شرایط سمی، مس به سلول ها و بافت های کبد آسیب می رساند و وارد جریان خون می شود و شروع به رسوب در ارگان هایی مانند مغز و کلیه ها می کند.

سرطان کولون (colon cancer)

سرطان کولون، رشد کنترل نشده ی سلول های غیر طبیعی در بافت کولون است. کولون، قسمتی از دستگاه گوارش است و بخش عمده ی روده بزرگ را تشکیل می دهد. در مسیری که غذا در بدن طی می کند، کولون بعد از روده ی باریک و قبل از رکتوم است. کولون آب و املاح را جذب می کند، مدفوع را تشکیل می دهد و مواد زائد را از بدن دفع می کند. سرطان های کولون و رکتوم گاهی مجموعا سرطان کولورکتال نامیده می شوند. این بیماری سومین سرطانی است که در ایالات متحده منجر به مرگ مبتلایان می شود.

غدد موجود در کولون موکوس تولید می کنند و سطح کولون و رکتوم را روان می کنند. اغلب سرطان های کولون به صورت آدنوکارسینوما هستند و از سلول هایی آغاز می شوند که این غدد را تشکیل می دهند. اغلب موارد کولون کانسر با ایجاد انواع خاصی از پولیپ های خوش خیم به نام آدنوما شروع می شوند (زوائد انگشتی شکل که به حفره ی روده ای منتهی می شود). این پولیپ ها در افراد بالای 50 سال نسبتا شایعند و اغلب خوش  خیم باقی می مانند.

آدنوماهای کولون از نظر ریسک سرطانی شدن متفاوتند. نوع، اندازه و تعداد آدنوماهای یک فرد، نوع و تعداد تستهای لازم برای پیگیری و یا درمان را تعیین می کند. هنگامی که یک پولیپ سرطانی می شود ممکن است به بافتهای کولون تهاجم پیدا کرده و به سایر بخشهای بدن گسترش یابد (متاستاز). تومورهایی که تشکیل می شوند گاهی در روده انسداد ایجاد کرده و مانع خروج مدفوع می شوند.